IMG_0008

فصل سوم:
*ماهیت قیام حسینی*
برگ چهارم/

–علل پیدایش نهضت حسینی
یکی از مسائل در مورد نهضت امام حسین علیه السلام این است که ماهیت این نهضت چه بوده است؟
اگر بخواهیم یک نهضت را بشناسیم وماهیتش را بدست آوریم, ابتدا باید ‘علل’ و موجباتی را که به این نهضت منتهی شده است بشناسیم. دوم بدانیم چه ‘هدفی’ دارد. سوم, ‘عناصر و محتوای’ این نهضت را بشناسیم. و چهارم بدانیم چه ‘شکلی’ پیدا کرده است.
–نوع قیام و انقلاب امام حسین علیه السلام
اسلام به انقلاب انفجاری یک ذره معتقد نیست. اسلام, انقلابش صد درصد آگاهانه است.
–شواهد و دلائل آگاهانه بودن قیام سید الشهداء
امام در خصوص فرد فرد اصحابش اجازه نمی دهد که قیام او حالت انفجاری داشته باشد. چرا امام حسین در هر فرصتی می خواهد اصحابش را به بهانه ای مرخص کند؟ دائما به آنها می گوید: آگاه باشید که اینجا آب و نانی نیست, قضیه خطر دارد. امام همواره از تکلیف شرعی می گوید, اما می خواست آن تکلیف شرعی را در نهایت آزادی وآگاهی انجام بدهند.
“پس انقلاب امام حسین علیه السلام, یک انقلاب آگاهانه است”.
–نهضت های چندماهیتی
انقلاب آگاهانه می تواند ماهیت های مختلف داشته باشد. قیام امام حسین از آن پدیده های چندماهیتی است, چون عوامل مختلف در آن اثر داشته است.
عوامل تشکیل دهنده ی نهضت امام حسین علیه السلام:
۱- ماهیت دفاعی؛ تقاضای بیعت.
آنها از امام حسین بیعت با یزید می خواهند؛ امام حسین عکس العمل نشان می دهد, ‘عکس العمل منفی’.
میفرماید بیعت می خواهید؟ نمی کنم. در اینجا عمل امام حسین عمل منفی است, از سنخ ‘تقواست’.
۲- ماهیت تعاون؛ عامل دعوت مردم کوفه
در مجموع حدود صدهزار نفر نامه به او نوشتند.
امام حجت بر او تمام شد. اینجا عکس العمل, ‘مثبت’ و ماهیت عملش ماهیت ‘تعاون’ است. از طرفی اگر امام جواب مثبت نمی داد تاریخ امام را ملامت می کرد.
۳- ماهیت انقلابی؛ امر به معروف و نهی از منکر
مسئله این نبود که چون از من بیعت می خواهند و من نمی پذیرم, قیام میکنم! بلکه این بود که اگر بیعت هم نخواهند من به حکم وظیفه ی امر به معروف و نهی از منکر باید قیام کنم. و مسئله این نبود که چون مردم کوفه از من دعوت کرده اند قیام میکنم, بلکه دنیای اسلام را منکرات فراگرفته است؛ ومن به حکم وظیفه ی دینی و مسئولیت شرعی و الهی خود قیام میکنم.
پس:
در عامل اول, امام حسین ‘مدافع’ است؛
در عامل دوم, امام حسین ‘متعاون’ است؛
در عامل سوم, امام حسین ‘مهاجم’ است.
منطق امام در امتناع از بیعت, منطق یک انسان با شرف بود, و منطقش در مقابل عامل دعوت منطق یک سیاستمدار ورزیده و صالح بود, ومنطقش در مقابل عامل سوم منطق شهید بود.
–ویژگی های منطق شهید
از نظر اینکه امام مهاجم و ثائر و انقلابی بود, منطقش با منطق مدافع و با منطق متعاون فرق میکند. یک آدم مهاجم نمی خواهد فقط خودش را حفظ کند, میخواهد او را از بین ببرد ولو به قیمت شهادتش باشد.
میفرماید: حسین و تحمل ذلت؟! ” هیهات منّا الذلّه”.
–باارزش،ترین عامل نهضت حسینی
عامل سوم ارزش بیشتری به نهضت حسینی داده است.
در نهضت ها اگر روح عصبیت وبه اصطلاح خاک پرستی در آن باشد, یک ارزش به نهضت می دهد؛ واگر روح های معنوی و انسانی و الهی داشته باشد ارزش دیگری به آن می دهد.
–امام حسین علیه السلام و ارزش بخشی به امر به معروف و نهی از منکر
امام حسین به این اصلی که آبروی مسلمین است آبرو داد.
تعبیر قرآن در خصوص این اصل: ” شما بهترین امتی هستید که برای مردم پدیدار شده اید که به کار پسندیده فرمان می دهید و از کار ناپسند باز می دارید” آل عمران/۱۱۰
گاهی ما امر به معروف و نهی از منکر می کنیم, ولی نه تنها به این اصل ارزش نمی دهیم بلکه ارزشش را پایین می آوریم.
ولی حسین را ببینید! به تمام معروف های اسلام نظر داشت و فهرست می داد, ونیز به تمام منکرهای جهان اسلام.

منبع: نهضت حسینی   استاد شهید مرتضی مطهری    ص ۶۶ الی ۸۵