IMG_0008

فصل چهارم
*حماسه حسینی*

–معنای حماسه
کلمه حماسه به معنی شدت و صلابت است و گاه به معنی شجاعت و حمیّت استعمال می شود.
در جنگ صفین علی علیه السلام تمام کوشش خود را انجام می دهد که تا حد ممکن اختلافات را حل کند, اما یک وقت متوجه می شود که آنها پیشدستی کرده اند و شریعه را گرفته اند.
در نهج البلاغه آمده است که علی علیه السلام در مقابل جمعیت ناراحت و عصبانی می ایستد و یک خطبه ی چند سطری می خواند. می فرماید: اینها گرسنه می جنگند واز شما غذا می خواهند, اما از دم شمشیر …
با این سخنان خود آنچنان هیجان ایجاد کرد که در کمتر از دو ساعت دشمن را به کلی از کنار شریعه فرات دور کردند.
آنوقت علی علیه السلام به لشکریان خود فرمود : شماهرروز اجازه بدهید که بیایند و آب بردارند. آب یک چیزی است که هر جانداری حق دارد از آن استفاده کند.
پس معلوم شد سخن می تواند سخن حماسی باشد و سخن حماسی یعنی سخنی که در آن بویی از غیرت و شجاعت و مردانگی باشد.
–حسین علیه السلام, سرود انسانیت
آیا شخصیت حسین ابن علی یک شخصیت حماسی هست یا نیست؟ آیا ماباید با وجود حسین و سرگذشت او یک احساس حماسی داشته باشیم یا یک احساس تراژدی, مصیبت, رثاو نفله شدن؟
شما در جهان یک شخصیت حماسی مانند شخصیت حسین بن علی از نظر شدت حماسی بودن واز نظر علوّ و ارتفاع حماسه, یعنی جنبه های انسانی نه جنبه قومی و ملی, پیدا نخواهید کرد. چه از نظر قدرت و قوت حماسه و چه از نظر علوّ و ارتفاع و انسانی بودن آن, و متأسفانه ما این حماسه را نشناخته ایم.
–دو صفحه در کربلا
کربلا دوصفحه دارد
صفحه سیاه که جنایی است
و صفحه ی سفید که حماسی است
وقتی که حادثه را از جنبه جنایی نگاه کنیم قهرمان حادثه در این نگاه یزیدبن معاویه است.
اما آیا تاریخچه ی عاشورا همین یک صفحه است؟
در صفحه ی سفید آنجا قهرمان حسین است. در آن صفحه دیگر جنایت نیست.
وقتی صفحه ی سیاهش را مطالعه می کنیم بشریت خودش را مصداق این آیه می بیند: ” قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک”
مسلما جبرئیل امین در مقابل اعلام خداوند که فرمود :” إنی جاعل فی الارض خلیفه” سوالی نمیکند, بلکه آن دسته از فرشتگان که فقط صفحه ی سیاه بشریت را می دیدند از خدا این سؤال را می پرسند!
جنبه ی حماسی داستان کربلا صدبرابر بر جنبه ی جنایی آن می چربد و نورانیت این حادثه بر تاریکی آن خیلی می چربد.
–حسین کعبه ی صاحبدلان
حسین یک مکتب است و بعد از مرگش زنده تر می شود.زینب سلام الله علیها هم به یزید همین را گفت : اشتباه کردی, هر نقشه ای که داری به کار ببر, ولی مطمئن باش تو نمی توانی برادر مرا بُکشی و بمیرانی؛….
–ضرورت اهمیت مرثیه با حماسه
آمدند هدف حسین علیه السلام را مورد تحریف قرار دادند و همان چرندی را که مسیحیان در مورد مسیح علیه السلام گفتند درباره ی امام حسین گفتند که امام حسین کشته شد برای آنکه بار گناه امت را به دوش بگیرد. لذا بعد از این انحراف چاره ای نبود جز اینکه ما فقط صغحه ی سیاه و تاریک این حادثه را بخوانیم, فقط رثاء و مرثیه ببینیم. اما این مرثیه همیشه باید مخلوط با حماسه باشد. این رثاء و مصیبت نباید فراموش شود اما در رثای یک قهرمان.
پس اول باید قهرمان بودنش برای شما مشخص شود و بعد در رثای این قهرمان بگریید.
گاه به یک حادثه از نظر فردی نگاه می کنیم و گاه از نظر اجتماعی.
از نظر اسلام, شهادت حسین بن علی از دیدگاه فردی یک موفقیت بود. برای شخص حسین بن علی این شهادت, شکست بود یا موفقیت؟ هر مسلمانی میگوید موفقیت. خود حضرت هم فرمود:” خُطّ الموت علی ولد آدم مخطّ القلاده علی جید الفتاه …”
از نظر یک انسان واز نظر خود شهید شهادت یک موفقیت است.
این از نظر شخصی و فردی.
اما اسلام یک طرف دیگر هم دارد؛ حادثه ی عاشورا از جنبه ی اجتماعی و نسبت به کسانی که مرتکب آن شدند مظهر یک انحطاط در جامعه ی اسلامی بود. لذا باید دائما یادآوری شود که دیگر چنین کاری را مرتکب نشوند.

*نهضت حسینی, حماسه ای مقدس*

–گروه قهرمانان
امام حسین علیه السلام در شب عاشورا اصحاب خودش را ستایش کرد, نگفت یه عده مردم بی گناه و بی چاره کشته می شوند.
“فإنی لا اعلم اصحابا اوفی ولا خیرا من اصحابی”
یعنی من شما را بر یاران بدر, بر یاران پدرم علی, بر یارانی که قرآن کریم برای انبیاء ذکر میکند در سوره آل عمران, ترجیح می دهم.
–تفاوت میان حماسه بزرگ و حماسه مقدس:
مرد بزرگ, روحش صاحب حماسه است, حتی بالاتر از انسانیت فکر کند. و خودش را خدمتگزار هدف های کلی خلقت بداند که اسم آن را “رضای خدا” می گذارند. اسکندر برای یونانیان یک قهرمان است و برای ایرانیان یک جنایتکار. ناپلئون برای فرانسوی ها قهرمان است,اما آیا برای روسیه یا برای انگلستان هم قهرمان است؟
آن ها یک حماسه اند ولی یک حماسه ی فردی از نوع خودخواهی.
حماسه مقدس،۱- آن کسی است که روحش برای خود موج نمی زند, او فقط حق و حقیقت را می بیند واگر خیلی کوچکش بکنیم باید بگوییم بشریت را می بیند.
این آیه ی قرآن یک آیه حماسی است:
” ای اهل کتاب, بیایید بر سر سخنی که میان ما وشما مشترک است بایستیم که جز خدا را نپرستیم وکسی را با او شریک نکنیم و هیچکس از ما دیگری را به جای خداوند صاحب اختیارنگیرد.” آل عمران ۶۴
بیایید در راه یک عقیده ‘خود’ را فراموش کنیم, “ألا نعبد الا الله”، “ولا یتخذ بعضنا اربابا من دون الله” بیایید استثمار را ملغی کنیم.
۲-دومین جهت تقدس اینگونه قیام ها ونهضت ها این است که در شرایط خاصی که هیچکس گمان نمیبرد قرار گرفته اند, یعنی یک مرتبه در یک فضای بسیار بسیار تاریک و ظلمانی, یک شعله روشن می شود.
بنی امیه توانسته بودند اسلام را آنچنان استثمار واستخدام و منحرف کنند که یک عده مردم از خدا بی خبر به عنوان جهاد و خدمت به اسلام به جنگ با حسین بیایند. بعد از شهادت اباعبدالله به شکرانه این عمل چندین مسجد ساخته شد, ببینید ظلمت و تاریکی چقدر بوده است!
۳-سومین جهت تقدس نهضت حسینی این است که در آن یک رشد و بینش نیرومند وجود دارد, یعنی این قیام وحماسه از آن جهت مقدس است که قیام کننده چیزی را می بیند که دیگران نمی بینند.
–حماسه آفرینی در سایه ی روح بزرگ
روح که بزرگ شد تن به زحمت می افتد و روح کخ کوچک شد تن آسایش پیدا میکند. این خود یک حسابی است.
شهید یک کسی است که یک روح بزرگ دارد, در راه حق و حقیقت و فضیلت قدم برداشته است.
–کلید شخصیت امیرالمؤمنین علیه السلام
روان شناس ها می گویند شخصیت هرکس یک کلید معین دارد.
عباس محمود عقاد دانشمند متفکر مصری کتابی نوشته به نام ‘عبقریه الامام’ علی مردی است که در سراسر زندگی اش روح مردانگی وجود دارد, فروسیّت، یعنی مردانگی , مردانگی مافوق شجاعت است.
–کلید شخصیت امام حسین علیه السلام
کلید شخصیت امام حسین حماسه و شور است.

*نهضت حسینی, عامل شخصیت یافتن جامعه ی اسلامی*

–رابطه ی شهادت امام حسین علیه السلام وحیات اسلام:
لازم است ما از خود سوال کنیم که چه رابطه ای میان شهادت حسین بن علی و نیروگرفتن اسلام وجود دارد؟
شهادت امام حسین علیه السلام از آن جهت این آثار را به دنبال خود آورد که نهضت او یک حماسه ی بزرگ اسلامی و الهی بود.
گفتیم که اثر و خاصیت یک سخن و تاریخچه ویا شخصیت حماسی این است که در روح, موج به وجود می آورد, حمیّت و غیرت و شجاعت و صلابت بوجود می آورد.
چه بسا خون ها در محیط هایی ریخته می شود که چون جنبه ی خونریزی دارد, اثرش مرعوبیت مردم است, اما شهادت هایی در دنیا هست که به دنبال خودش روشنایی و صفا برای اجتماع می آورد.
امام حسین احساس بردگی و اسارتی را که از اواخر زمان عثمان و تمام دوره ی معاویه بر روح جامعه ی اسلامی حکم فرما بود, تضعیف کرد و ترس را ریخت, احساس عبودیت را زایل کرد و به عبارت دیگر به اجتماع اسلامی شخصیت داد.
–احساس شخصیت:
اگر ملتی همه چیز داشته باشد ولی شخصیت خود را ببازد هیچ چیز نخواهد داشت و خواه ناخواه در ملت های دیگر جذب می شود.
–شخصیت ایمانی:
پیغمبر اسلام به مردم عرب چه داد؟
ایمانی به آنها داد که آن ایمان به آنها شخصیت داد؛ آیا کلمه ای هست که از کلمه “لااله الا الله” بیشتر به روح انسان حماسه و شخصیت بخشد؟
–حسین علیه السلام زنده کننده ی شخصیت مسلمین:
امویین کاری کردند که شخصیت اسلامی را در میان مسلمین میراندند. کوفه مرکز ارتش اسلام بود واگر امام حسین به کوفه نمی رفت امروز تمام مورخین دنیا اورا ملامت می کردند! اما کوفیان گفتند: ‘قلوبهم معه و سیوفهم علیه’
اما همین کوفه بعد از مدت سه سال انقلاب کرد و چنج هزار تواب از همین کوفه پیدا شد.
شروع این نهضت از همان عصر عاشورا واز روز دوازدهم محرم بود. چه کسی این کار را کرد؟ حسین بن علی. شخصیت دادن به یک ملت این است که به آنها عشق و ایده آل داده شود.
–درس استغنا و غیرت از قیام حسینی:
بعد از بیست سی سال حسین بن علی به نام یکنفر مصلح و اصلاح طلب قیام کرد و به مردم “عشق و ایده آل” داد.
۱-رکن اول در حماسه برای زنده شدن، “استغنا و بی نیازی” بخشیدن است.
می فرماید من فردا صبح حرکت میکنم هرکس که آماده ی جانبازی است فردا صبح حرکت کند.
از این بالاتر, شب عاشوراست که اصحاب و اهل بیتش را جمع می کند و می فرماید هرکس می خواهد برود آزاد است.
هرگز سخنانی از این قبیل که من را تنها نگذارید, من غریبم و…. نمی گوید.
۲- حسین بن علی درس غیرت به مردم داد.
اینکه می گویند حسین بن علی چه کرد و چطور شد که دین اسلام زنده شد, جوابش همین است که امام حسین روح تازه دمید, خون ها را به جوش آورد, غیرت ها را تحریک کرد. حس استغنا در مردم بوجود آورد, درس صبر و بردباری و تحمل و مقاومت در مقابل شداید به مردم داد.
–رثاء و مرثیه در خدمت تعلیم از مکتب حسینی:
اینکه من تاکید میکنم که حماسه حسینی و حادثه ی کربلا باید بیشتر از این جنبه مورد استناد ما قرار بگیرد, به خاطر همین درس های بزرگ است که این قیام می تواند به ما بیاموزد. من مخالف رثاء و مرثیه نیستم, ولی می گویم این رثاء باید به شکلی باشد که در عین حال آن حس قهرمانی حسینی را در وجود ما تحریک واحیاء کند.
این آیه عجیب است :” یا ایهاالذین آمنوا استجیبوا وللرسول اذا دعاکم لما یحییکم”
ایهالناس! این دعوت پیغمبر را اجابت کنید, میخواهد شما را زنده کند.
حیات یک ملت به داشتن ثروت و حتی به علم هم نیست, بلکه حیات ملت به این است که آن ملت ”شخصیتی” را در خودش احساس کند.
–زینب سلام الله علیها جلوه گاه پرتو حسینی:
در حماسه ی حسینی آن کسی که بیش از همه این درس را آموخت و بیش از همه این پرتو حسینی بر روح مقدس او تابید, خواهر بزرگوارش زینب کبری بود.
ما میبینیم در شب عاشورا زینب در یکی دونوبت حتی نمی تواند جلوی گریه اش را بگیرد…
اما همین که ایام عاشورا سپری می شود و زینب, حسین را با آن روحیه قوی و نیرومند وبا آن دستورالعمل ها می بیند, زینب دیگری می شود که دیگر احدی در مقابل او کوچکترین شخصیتی ندارد.
در کاخ و بارگاه مجلل یزید, (در خطبه اش) می فرماید: تو الان در نظر من بسیار کوچک و حقیر و بسیار پست هستی و من برای تو یک ذره شخصیت قائل نیستم.
ودر آخر جمله هایش این طور می شود:
زینب به کسی که مردم باهزار ترس و لرز به او ‘یا امیرالمؤمنین’ میگویند, خطاب میکند ای یزید! آنکه محو و نابود می شود تو هستی ….

نهضت حسینی ص ۸۴ الی۱۲۹